هَمیشـِـــہ آز آمَدن "ن" بَر سر "کَلـــِـــــمآت" می تَرســـَــمـ.

نَــ دآشتـــَـن تُو...

نـَـ بُودَنـــ تُو...

نــَ مآندَنــــ تُو...

کآشـــ آیــن بآر حدآقل "دلِ وآژه" برآیــَــمـ مــی سُوختـــــــــ

و خَبــَر میــــدآد آز "نـَـ رفتــــن" تُو

 

با تشکر از دوست خوبمون زـہـ ــرا

ﺩﻧﺪﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻟﻘﻪ رو ﺑﺎﻳﺪ ﮐﺸﻴﺪ :|

ﺍﻭﻟﺶ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻩ ...

ﺑﻌﺪﺵ ﺣﺲ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺟﺎﺵ ﭼﻨﺪ...

ﺭﻭﺯ ﺭﻭﻭ ﺍﻋﺼﺎﺑﺘﻪ ...

ﺑﻌﺪﺵ ﻫﻢ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ که
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻧﺪﻭﻧﯽ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩﻩ !.

و این درست حکایت بعضی از آدمای زندگیمونه

تابلو نقاش را ثروتمند کرد

شعرِ شاعر به چند زبان ترجمه شد

کارگردان جایزه ها را درو کرد

و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود !


 

بعضی‌ وقتا باید بذاری آدما همینطوری برن ،

نه برای اینکه اونا واسه تو با ارزش نیستن .

بلکه برای اینکه تو دیگه برای اونا با ارزش نیستی‌!!!!

تحریم

 

 

بیهوده تحریمم نکن

من ایرانی ام

برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد . . .

اگر روزی داستانم را برای کسی نقل کردی بگو:
بی کس بود،اما کسی رو تنها نذاشت.

دلشکسته بود،اما دل کسی رو نشکست.

کوه غم بود،ولی کسی رو غمگین نکرد.

و شاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست…
 

فرق است میان دوست داشتن و داشتن دوست،

دوست داشتن امریست لحظه ای و اما داشتن دوست

استمرار لحظه های دوست داشتن است
 

 

منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نبودم،

همیشه اشکهایم را بادستان خودم پاک کردم،

چون میدانم همه رهگذرند…
 


 

دلنوشته هایی عمیق و تکان دهنده

 

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!


لحاف را بکشم رویش!


دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!

ادامه نوشته

ღ♥ღتو بن بست رفافتی،تــو بهترینیღ♥ღ

زانوهامو بغل كرده بودمو نشته بودم كنار ديوار!ديدم يه سايه افتاد روم

سرم رو آوردم بالا

نگاه كرد تو چشمام، از خجالت آب شدم...تمام صورتم عرق شرمندگي پر كرد...

گفت:تنهايي؟! 
گفتم:آره. 
گفت:دوستات كوشن؟! همونایی که میگفتن ما ته تهش باهاتیم. 
گفتم: همشون گذاشتن رفتن... 
نگام کردی و گفتی:تو كه مي گفتي بهترين هستن! 
گفتم:اشتباه كردم. 
گفتي: منو واسه اونا تنها گذاشتي 
'گفتم:نه!

گفتي:اگه نه،پس چرا ياد من نبودي؟ 
گفتم:بودم 
گفتي:اگه بودي،پس چرا اسمم رو نبردي ؟! 
گفتم:بردم، همين الان بردم. 
گفتي:آره،الان كه تنهايي،وقت سختي! 
(گر گرفتم از شرم-حرفي واسه جواب نداشتم)

سرمو انداختم پايين-گفتم:آره 
گفتم:تو رفاقتت كم آوردم،منو بخش! 
حالا که اومدم،حالا که میدونم تو ته رفاقتی. 
گفتي:ببخشم؟ 
گفتم:اينقدر ناراحتي كه نمي بخشي منو؟! 
حق داري! منم بودم نمیبخشیدم. 
گفتي:نه! 
ازت ناراحت نبودم! چيو بايد مي بخشيدم؟ 
بغض گلمو گرفت

نتونستم بگم تمومش کن این خوبی و مهربونیاتو.واسه یه بارم شده نبخش! 
باز گفتی: 
تو عزيز تريني واسم،تو تنهام گذاشتي اما تنهات نذاشته بودمو نمي ذارم 
گفتم:فقط شرمندتم 
گفتي:حالا چرا تنها نشستي؟ 
گفتم:آخه تنهام 
گفتي:پس من چي رفيق؟ 
من كه گفتم فقط كافيه صدا بزنی منو تا بيام پيشت 
من كه گفتم داري منو به خاطر كسايي تنها مي ذاري كه تنهات مي ذارن 
اما هر موقع تنها شدي غصه نخور،فقط كافيه صدا بزني منو. 
من هميشه دوست دارم،حتي اگه منو تنها بزاري،. 
هميشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودي،منو فراموش كردي تو اين  
خوشي 
اما من مواظبت بودم،آخه رفيقتم،دوست دارم

ديگه طاقت نياوردم،بغض كردم ،نگات کردم! 
گفتم :ببخش. 
گفتم شرمنده ام 
گفتم دوست دارم 
گفتم دستمو رها نكن كه تو خودم گم بشم 
گفتم دوست دارم.. 
گفتم: تو بن بست رفيقي! 
يك كلام تو تکی! 
Razz Sad Razz

دلگیــــــرم از......   

دلگیرمـــ... از تمام مردم شهر! 

تمام این "من" ها ...!همان هایی که از بالا نگاهت میکنند! 

کنارت می نشینند... 

برایت بغض میکنند... 

از غم هایشان میگویند تا تو ... لب به اعتراف باز کنی! 

قصه ی زیستن هایمان ... همیشه همین بوده...! 

همیشه, همین گونه ... 

دلتنگی ها را ... به رخ هم میکشیم ...! 

که هاااای ... 

من از تو ... " آدمـ..." ترم 
!

دلم برایت تنگ است...!

خنده ام می گیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری 
می گویی: دلم برایت تنگ است. 
یا مرا به بازی گرفته ای 
یا معنی واژه هایت را خوب نمی دانی... 
دلتنگی ارزانی خودت. من دگر دلم را به خدا سپرده ام 

***** 

می ترسم 
می ترسم که بازی تمام شود! 
لحظه ی دیدار 
دستانم را پنهان می کنم 
مبادا بفهمی 
همه چیزم را باخته ام! 


***** 

نمی دانم چـرا ؟! 
این روزهـا 
در جواب هـــركه از حالم می پرسـد 
تا می گویـم: " خوبــــــــم " 
چشمانم 
خیس می شود!

معنای عشق...

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.

 

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

 

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.

 

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است

 

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

 

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد

 

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست

 

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.

 

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.

 

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

 

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.

 

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد

 

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.

 

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد

 

از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه


"آخی" !!!!

گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com 
 

این روزها 
حتی اگر خون هم گریه کنی 
عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است :
 "آخی" !!!!

مردان هم قلب دارن

گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com 
 

مردان هم قلب دارن
فقط صدایشان، یواش تر از صدای قلب یک زن است!
مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!
شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!
هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم،صدایم را کلفت تر میکنم
... تا مبادا...لرزش دست هایم را ببینی !
مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ..!
نه بخاطر زورِ بازوها

دلی به دریا زدم که .........

گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com 
 

تو یادت نیست... ولی من خوب به خاطر دارم که برای داشتن ات ، دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت...

عشق.......

....................عشق......................

عشق عشق .......................................................یعنی خلوت و راز و نیاز
عشق یعنی..........................................محبت و سوز و گداز
عشق یعنی ........................سوز بی ماوای ساز
عشق یعنی ....نغمه ای از روی ناز


عشق یعنی .............................................................کوی ایمان و امید
عشق یعنی ...................................... یک بغل یاس سپید
عشق یعنی ......................... یک ترنم از یه یار
عشق یعنی ..... سبزی باغ و بهار


عشق یعنی   ...........................................................  لحظه دیدار یار
عشق یعنی............................................  انتهای انتظار
عشق یعنی........................ وعده بوس و کنار
عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار


عشق یعنی  ....................................................... حس نرم اطلسی
عشق یعنی...................................... با خدا در بی کسی
عشق یعنی......................... همکلام بی صدا
عشق یعنی.........بی نهایت تا خدا


عشق یعنی   ........................................................... انتظار و انتظار
عشق یعنی .................................... هر چه بینی کس یار
عشق یعنی................... شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی .... سجده ها با چشم تر


عشق یعنی ....................................................... دیده بر در دوختن
عشق یعنی .....................................از فراقش سوختن
عشق یعنی ..................... سر به در اویختن
عشق یعنی.... اشک حسرت ریختن


عشق یعنی ..................................................... لحظه های ناب ناب
عشق یعنی ........................................لحظه های التهاب
عشق یعنی ............................ بنده فرمان شدن
عشق یعنی ............تا ابد رسوا شدن


عشق یعنی  ............................................ گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی ............................. هر چه در دل آرزوست

...................................عشق..........................................

جلسه ی عشق

درجلسه امتحان عشق.......
من ماندم ویک برگه سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی
ویک بغل تنهائی ودلتنگی
درد دل من در این کاغدکوچک جا نمیشود
دراین سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند
وبرگه سفیدم .....!
عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد
عشق تونوشتنی نیست !
باتو ......
دربرگه ام نار کناره آن
قطره اشک یک قلب میکشم
وقت تمام است
برگه ها بالا !

دلم

 
گاهی دلم میخواد خودم رو بغل کنم

ببرمش روی تخت بخوابونمش

ملافه رو بکشم روش

دست ببرم لای موهاش و نوازشش کنم

حتی براش لالایی بخونم

وسط گریه هاش بگم غصه نخور خودم جان

درست میشه...درست میشه...

اگر هم نشد به جهنم!...

تموم میشه...بالاخره تموم میشه...

سوزعشق



چشمانم غرق در اشکهایم شده ....
دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ....
همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد...
انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم...
این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران ن...
بودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ....
دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام....
فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم....
دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟